+ نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت
19:4 |
شیراز شهر قشنگ و دوست داشتنی خودم سلام
یادش به خیر تو بهار ... هر کی میامد ... دلش و روحش
پر میکشید از درختای پر از بهار نارنجت...
مست میشد از بوی بهار نارنجای عاشقونت...
هر کی عاشق بود وقتی پرنده های قشنگی رو که برا جفتشون بال بال
میزدن...میخوندن... خودنمائی میکردن میدید ...
دلش برا یارش تنگ میشد...
شهر من میدونم توی این فصل از درختات گل میباره...
عطر گل بهار همه جا رو پر کرده........................
گنجشکا و یاکریمات از همه وقت عاشق ترن...
شیراز شهر خوبم... شهر خودم...دلم برات تنگ شده ...